بازاریابی محتوایی : چگونه با بلاگ مشتری بگیریم؟
اگر قرار باشد فقط یک کانال بازاریابی آنلاین را انتخاب کنید که حتی زمانی که خواب هستید برایتان مشتری جذب کند، انتخابتان چه خواهد بود؟ تبلیغات کلیکی، شبکههای اجتماعی یا ایمیل مارکتینگ؟ خیلی از برندهای بزرگ دنیا پاسخ دیگری دارند: بازاریابی محتوایی.
یک مقاله خوب میتواند ماهها یا حتی سالها در گوگل دیده شود، اعتماد مخاطب را جلب کند و او را به مشتری تبدیل کند. در این مقاله از سایت امید بخشعلی مشاور مارکتینگ و فروش میخواهیم ببینیم چگونه میتوان با یک بلاگ حرفهای بازدیدکنندگان را به خرید ترغیب کرد.
دریافت مشاوره رایگان بازاریابی
بازاریابی محتوایی چیست؟
قبل از اینکه درباره جذب مشتری از طریق بلاگ صحبت کنیم، بهتر است ابتدا مفهوم بازاریابی محتوایی را بشناسیم.
بازاریابی محتوایی (Content Marketing) روشی از بازاریابی است که به جای تبلیغ مستقیم محصولات یا خدمات، تلاش میکند با تولید محتوای ارزشمند، نیازها و سوالات مخاطبان را پاسخ دهد. در این روش برند ابتدا اعتماد مخاطب را به دست میآورد و سپس او را به خرید ترغیب میکند.
اجازه دهید با یک مثال موضوع را روشنتر کنیم. فرض کنید قصد خرید یک لپتاپ دارید. احتمالاً قبل از خرید عباراتی مانند «بهترین لپتاپ برای برنامهنویسی» یا «مقایسه انواع لپتاپ» را در گوگل جستجو میکنید. حال اگر مقالهای کامل، کاربردی و بیطرفانه پیدا کنید، احتمال اینکه از همان سایتی که مقاله را نوشته خرید کنید، بسیار بیشتر خواهد شد.
توجه داشته باشید که هدف بازاریابی محتوایی فقط افزایش بازدید سایت نیست، بلکه جذب مخاطب مناسب و تبدیل او به مشتری است.
چرا بلاگ هنوز یکی از بهترین ابزارهای جذب مشتری است؟
با گسترش اینستاگرام، لینکدین، یوتیوب و شبکههای اجتماعی، خیلیها تصور میکنند دوران بلاگ به پایان رسیده است. اما آمار چیز دیگری میگوید.
هنوز هم بیشتر کاربران زمانی که به دنبال پاسخ یک سوال یا راهحل یک مشکل هستند، اولین مقصدشان گوگل است؛ نه اینستاگرام و نه شبکههای اجتماعی دیگر. گوگل هم برای پاسخ دادن به این سوالات، معمولاً مقالههای بلاگ را نمایش میدهد.
از طرف دیگر، عمر یک پست اینستاگرامی معمولاً چند ساعت یا چند روز است، اما یک مقاله سئو شده میتواند سالها برای سایت بازدید و مشتری ایجاد کند. به همین دلیل بسیاری از متخصصان بازاریابی، بلاگ را یک دارایی دیجیتال میدانند؛ داراییای که ارزش آن با گذشت زمان بیشتر هم میشود.
پیشنهاد مطالعه : لینکدین مارکتینگ: معدن طلای مشاوره و فروش
بازاریابی محتوایی یا تبلیغات؟
اجازه دهید سوالی بپرسیم. اگر همین حالا تبلیغی ببینید که روی آن نوشته شده باشد بهترین نرمافزار حسابداری ایران را بخرید، چقدر احتمال دارد همان لحظه خرید کنید؟
احتمالاً بسیار کم؛ چون هنوز مطمئن نیستید واقعاً به آن محصول نیاز دارید یا نه. اما اگر ابتدا مقالهای درباره انتخاب نرمافزار حسابداری مناسب بخوانید، ویژگیهای مهم را یاد بگیرید، محصولات مختلف را مقایسه کنید و در نهایت به این نتیجه برسید که یکی از آنها بهترین گزینه است، تصمیم خرید بسیار سادهتر خواهد شد.
بازاریابی محتوایی دقیقاً همین مسیر را طی میکند. این روش به جای اینکه مشتری را مجبور به خرید کند، او را برای خرید آماده میکند. مهمترین مزیتهای بازاریابی محتوایی عبارتند از:
چرا برندهای بزرگ بازاریابی محتوایی را انتخاب میکنند؟
برای اینکه بدانید چرا برندهای بزرگ سراغ این روش میروند، اجازه دهید ابتدا مزایای آن را مرور کنیم:
- افزایش اعتماد مخاطبان
- جذب ترافیک ارگانیک از گوگل
- کاهش هزینه جذب مشتری در بلندمدت
- افزایش اعتبار و تخصص برند
- ایجاد مشتریان وفادار
- کمک به رشد سایر کانالهای بازاریابی
به همین دلیل است که خیلی از برندهای موفق بودجه قابلتوجهی را به تولید محتوا اختصاص میدهند. آنها میدانند که تبلیغات ممکن است فروش امروز را افزایش دهد، اما محتوا میتواند سالها برایشان مشتری ایجاد کند.

قبل از تولید محتوا باید چه کارهایی انجام دهیم؟
یکی از بزرگترین اشتباهاتی که بسیاری از کسبوکارها مرتکب میشوند این است که بدون برنامه شروع به نوشتن مقاله میکنند. نتیجه هم معمولاً این است که چند مقاله منتشر میشود، بازدید چندانی نمیگیرند و در نهایت بلاگ به حال خود رها میشود.
اگر شما نمیخواهید سرنوشت بلاگتان این چنین شود، حتماً طبق مراحل زیر پیش بروید:
۱. شناخت مخاطب هدف
اگر ندانید برای چه کسی مینویسید، احتمالاً هیچکس مخاطب واقعی محتوای شما نخواهد بود. البته شناخت مخاطب فقط به سن، جنسیت یا محل زندگی محدود نمیشود. شما باید بدانید مخاطب چه دغدغههایی دارد، چه سوالاتی در ذهنش شکل میگیرد، هنگام خرید چه نگرانیهایی دارد و برای پیدا کردن پاسخ از چه عباراتی در گوگل استفاده میکند.
هرچه شناخت عمیقتری از مخاطب داشته باشید، احتمال اینکه محتوای شما او را به مشتری تبدیل کند بیشتر خواهد شد. چون دقیقاً میدانید روی چه نقطهای دست بگذارید.
۲. تحقیق کلمات کلیدی
پس از شناخت مخاطب، نوبت به پیدا کردن موضوعات مناسب میرسد. تحقیق کلمات کلیدی یعنی پیدا کردن عباراتی که کاربران واقعاً در گوگل جستجو میکنند. این مرحله کمک میکند به جای نوشتن درباره موضوعاتی که فقط از نظر خودتان جذاب هستند، روی نیازهای واقعی بازار تمرکز کنید.
ابزارهایی مانند Google Keyword Planner، Ahrefs، Semrush و حتی پیشنهادهای خود گوگل میتوانند ایدههای بسیار خوبی برای انتخاب موضوع در اختیار شما قرار دهند. به یاد داشته باشید که در هنگام تحقیق کلمات کلیدی فقط حجم جستجو اهمیت ندارد. گاهی عبارتی با جستجوی کمتر، به دلیل اینکه دقیقاً با خدمات شما مرتبط است، گزینههای بهتری هستند.
۳. بررسی رقبا
یکی دیگر از کارهایی که قبل از تولید محتوا باید انجام دهید، تحلیل رقباست. البته که منظور از تحلیل رقبا، کپی کردن مقالههای آنها نیست. هدف این است که ببینید رقبای شما چه موضوعاتی را پوشش دادهاند، مقالههایشان چه نقاط قوتی دارد و چه بخشهایی را نادیده گرفتهاند.
اگر ده نتیجه اول گوگل را بررسی کنید، معمولاً متوجه میشوید بیشتر آنها ساختار مشابهی دارند. اما همیشه فرصتهایی وجود دارد که بتوانید محتوای کاملتر، بهروزتر و کاربردیتری تولید کنید. گوگل هم دقیقاً به همین دلیل به بعضی مقالهها رتبه بالاتری میدهد.
۴. تعیین هدف هر مقاله
یکی از اشتباهات رایج این است که تصور کنیم همه مقالهها باید مستقیماً به فروش ختم شوند. در عمل هر مقاله میتواند هدف متفاوتی داشته باشد. برای مثال:
- بعضی مقالهها برای افزایش آگاهی از برند نوشته میشوند؛
- بعضی برای جذب ترافیک ارگانیک؛
- برخی برای دریافت اطلاعات تماس کاربران؛
- بعضی دیگر برای هدایت مخاطب به صفحه محصول.
وقتی هدف هر محتوا از ابتدا مشخص باشد، انتخاب ساختار، لحن، نوع فراخوان اقدام و حتی شاخصهای اندازهگیری موفقیت نیز بسیار سادهتر خواهد شد.
مطالعه بیشتر: تجهیزات ارزان برای شروع ویدیو مارکتینگ حرفهای
چگونه مقالهای بنویسیم که واقعاً مشتری جذب کند؟
بعضیها فکر میکنند اگر مقالهای طولانی بنویسند و چند بار کلمه کلیدی را در آن تکرار کنند، نتیجه بهتری خواهند گرفت. اما این باور برای خیلی وقت پیش است، زمانی که موتور جستجوی گوگل معیارهای سادهتری برای انتخاب مقالهها داشت.
این روزها مقالهای موفق میشود که فقط حاوی اطلاعات نباشد، بلکه مخاطب را قدمبهقدم در مسیر تصمیمگیری همراه کند. درست مانند یک فروشنده حرفهای که ابتدا نیاز مشتری را میشناسد، سپس راهحل مناسب را پیشنهاد میدهد و در نهایت او را به خرید ترغیب میکند.
اگر بخواهیم این فرایند را ساده کنیم، معمولاً شامل مراحل زیر است:
- انتخاب موضوع براساس نیاز مخاطب؛
- نوشتن عنوانی جذاب و شفاف؛
- پاسخ سریع به سوال کاربر در مقدمه؛
- ارائه محتوای کامل همراه با مثال؛
- هدایت مخاطب به اقدام بعدی.
اگر هم دنبال مثالی از یک مقاله خوب هستید، همین حالا دارید آن را مطالعه میکنید. البته تعریف از خود نباشد!
محتوایی بنویسید که ارزش واقعی ایجاد کند
در بخش قبل گفتیم که گوگل دیگر به تعداد کلمات زیاد توجه نمیکند. احتمالاً میپرسید پس به چه چیزی توجه میکنید؟ اگر بخواهیم کامل پاسخ دهیم، خیلی چیزها دخیل هستند، ولی خلاصهشان میشود ارزش واقعی مقاله برای مخاطبان.
برای رسیدن به این هدف سعی کنید مقاله تمام سوالات احتمالی کاربر را پوشش دهد. از مثالهای واقعی استفاده کنید، مفاهیم را با زبان ساده توضیح دهید و تا جای ممکن راهکارهای عملی ارائه کنید. هرچه مخاطب احساس کند با خواندن مقاله به پاسخ کاملتری رسیده است، اعتماد بیشتری به برند شما خواهد کرد.
اشتباهاتی در بازاریابی محتوایی
گاهی مشکل از کیفیت مقاله نیست، بلکه از استراتژی اشتباه تولید محتواست. خیلی از بلاگها بعد از چند ماه فعالیت متوقف میشوند، چون انتظار دارند خیلی سریع به نتیجه برسند. در این مسیر هم اشتباهات زیادی مرتکب میشوند که در ادامه چند مورد آن را برایتان مینویسیم:
- تولید محتوا بدون شناخت مخاطب
- انتخاب موضوعات بدون تحقیق کلمات کلیدی
- انتشار نامنظم مقالهها
- تمرکز بیش از حد بر فروش مستقیم
- بیتوجهی به سئو و لینکسازی داخلی
- بهروزرسانی نکردن مقالههای قدیمی
هیچوقت این را فراموش نکنید که بازاریابی محتوایی یک فرایند بلندمدت است. برندهایی که بهطور مستمر محتوا تولید، تحلیل و بهینهسازی میکنند، معمولاً بعد از مدتی فاصله قابلتوجهی با رقبای خود ایجاد خواهند کرد.
چطور موفقیت بازاریابی محتوایی را اندازهگیری کنیم؟
انتشار مقاله پایان کار نیست. اگر نتایج را اندازهگیری نکنید، نمیتوانید تشخیص دهید کدام محتوا برای کسبوکارتان ارزش بیشتری ایجاد کرده است. خیلی از مدیران فقط تعداد بازدید صفحات را بررسی میکنند، در حالی که شاخصهای مهمتری هم وجود دارند. میزان ترافیک ارگانیک، مدت زمان حضور کاربران در صفحه، نرخ تبدیل، تعداد لیدهای ایجاد شده و رتبه کلمات کلیدی، تصویر دقیقتری از عملکرد بلاگ در اختیار شما قرار میدهند.
گاهی ممکن است مقالهای بازدید کمتری داشته باشد، اما مشتریان بسیار بیشتری نسبت به یک مقاله پربازدید جذب کند. به همین دلیل بهتر است همیشه عملکرد محتوا را براساس اهداف کسبوکار ارزیابی کنید، نه صرفاً تعداد کلیکها.
این نکته را هم به یاد داشته باشید که قرار نیست استراتژی محتوایی شما همیشه ثابت باشد. گذر زمان به شما درسهایی میدهد که عاقلانه است از آنها برای تغییر یا اصلاح استراتژیهای اولیه خود استفاده کنید.
حرف آخر
در این مطلب خواندید که بازاریابی محتوایی فقط نوشتن چند مقاله در بلاگ نیست، بلکه استراتژیای برای جذب مخاطب، جلب اعتماد و تبدیل او به مشتری است. اگر مخاطبان خود را بهدرستی بشناسید، محتوای ارزشمند تولید کنید، اصول سئو را رعایت کنید، بلاگ شما به یکی از ارزشمندترین کانالهای بازاریابی کسبوکارتان تبدیل خواهد شد.
اگر دوست دارید با استراتژی تولید محتوا و کموکیف آن بیشتر آشنا شوید، پیشنهاد میکنیم حتماً سری به سایر مقالات رایگان و دوره های بازاریابی و فروش وبسایت بخشعلی بیندازید، در لابهلای محتوای سایت رازهایی را به شما خواهیم گفت که حاصل عمری فعالیت در این حوزه است.
سوالات متداول
آیا بازاریابی محتوایی برای همه کسبوکارها مناسب است؟
بله، تقریباً هر کسبوکاری که مخاطبان آن در اینترنت به دنبال اطلاعات یا راهحل هستند، میتواند از بازاریابی محتوایی برای جذب مشتری استفاده کند.
چقدر زمان لازم است تا یک بلاگ نتیجه بدهد؟
این موضوع به میزان رقابت، کیفیت محتوا و وضعیت سئوی سایت بستگی دارد، اما معمولاً نتایج پایدار بین چند ماه تا یک سال قابل مشاهده هستند.
هر چند وقت یکبار باید در بلاگ مقاله منتشر کنیم؟
هیچ عدد ثابتی وجود ندارد، اما انتشار منظم و حفظ کیفیت محتوا معمولاً تاثیر بیشتری نسبت به انتشار تعداد زیادی مقاله در مدت کوتاه دارد.
آیا فقط با نوشتن مقاله میتوان فروش را افزایش داد؟
خیر، مقاله باید بخشی از یک استراتژی کامل باشد و در کنار سئو، لینکسازی، دعوت به اقدام و سایر فعالیتهای بازاریابی، مخاطب را به سمت خرید هدایت کند.
دیدگاهتان را بنویسید